شمس الدين محمد بن محمود آملي

244

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

مىروند در آنموضع بيمارى افتد : سركين جمله بهايم دليل فرزند باشد گوسفند دليل غنيمت بود يا زن بزرگ اگر ماده بيند و اگر بيند كه گوسفندان بسيار نگاه ميدارد فرمانده جماعتى شود و ديگر بهايم نيز همين حكم دارد . كشتن ميش نفع سلطان بود پشم جملگى بهايم مال باشد اگر بيند كه فحلى قربان كرد بنده آزاد كند يا اسيرى را خلاصى دهد . بز كوهى و ميش ، اگر بز كوهى نر باشد منفعت بود از مردان و اگر ماده باشد از زنان آهو كنيزك بود خرگوش زنى باشد كه الفت نگيرد پيل پادشاه عجم بود . و اگر كسى خود را بر پيل بيند مخذول شود و اگر به روز بيند زن را طلاق دهد شير پادشاه باشد و مردى قوى يا دشمن قوى بود . اگر شير را مسخر كرد بر دشمن ظفر يابد و گريختن از شير هم ظفر باشد و يافتن مقصود . گوشت شير خوردن يافتن مال از پادشاه بود و استخوان و موى او همچنان . پلنگ و يوز همين تعبير دارد و به اندازه قوت و مرتبه هر يك باشد خوك مردى حرام خوار باشد و شير او مصيبت بود . آنكس را كه بخورد و گوشت او معصيت بود سگ دشمنى ضعيف بود و بانگ او سخن فرومايگان باشد . اگر بيند سگ جامه او را بدريد يا او را گزيد قصدى باشد از دشمن و خصومت با او اگر بيند كه سگ فرمان بردار او شد دوستى باشد خسيس گربه دزد باشد . اگر بيند كه گوشت گربه مىخورد آنچه از او دزديده باشند باز يابد . اگر بيند كه گربه را مىخراشد يا ميگزد بيمار شود و گربه وحشى در معنى زيادت از گربهء اهلى بود . و آهو همچنين موش زنى بد سيرت و اگر بيند كه موش طعام او يا چيزى كه تعلق به دو دارد مىخورد دليل نقصان عمر بود .